تحلیل معنای زندگی
۷ آبان ۱۴۰۰
الگو و سبک زندگی موجود
۷ آبان ۱۴۰۰

رابطه معنا و سبک زندگی

تا اینجا، معنای زندگی و سبک زندگی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. تحلیل عقلی صورت گرفته خود، به خوبی بیانگر این نکته است که رابطه عمیقی بین معنا و سبک زندگی وجود داشته و سبک زندگی افراد مبتنی بر معنای زندگی آن ها ساخته و پرداخته می شود.

توضیح مطلب این است: همچنان که دیدیم تحقق زندگی معنادار در گرو وقوع هرم معناست؛ هرمی که در بالاترین لایه مشتمل بر هدف نهایی بوده و این هدف با گذر از اهداف میانی و واسطه ای به صورت افعال و اعمال اختیاری در خارج تحقق می یابد. در حقیقت هم اهداف میانی و هم اعمال و رفتار اختیاری در توجیه معناشناختی خود، قائم به هدف نهایی بوده و بدون آن توجیه و استحکامی ندارند. معنای چنین تحلیلی این است که سبک زندگی افراد ریشه در معنای زندگی آن ها داشته و با گذر از آن به دست می آید. در واقع سبک زندگی که مطابق تعریف مختار، شیوه زندگی منتزع از افعال اختیاری است، به طور کامل در گرو هدفی است که انسان در زندگی بر می گزیند؛ چه این که این هدف نهایی است که توجیه گر افعال و کردار ما بوده و به آن وحدت و هویت می بخشد. بسیاری از محققان بحث کننده از معنا و سبک زندگی به این حقیقت، مستقیم یا غیر مستقیم، اشاره داشته و آن را تایید کرده اند.

آلفرد آدلر که هم در باب معنا و هم در باب سبک زندگی بحث می کند، به وضوح به رابطه محکم این دو امر اشاره می کند. تعریف آدلر از سبک زندگی تا حد زیادی مبتنی بر نقشه ذهنی خاص فرد است. از دیدگاه او سبک زندگی به عنوان نمونه ای از عقاید و اهداف ملاحظه شده ای است که شخص آن را برای اندازه گیری ارزش خود و تعامل با دیگران به کار می برد. این رویکرد نشان دهنده ابتنای سبک زندگی بر نقشه ذهنی، اهداف و نظام معناداری فرد از دیدگاه آدلر است.

گیبنز و ریمر، سبک زندگی را نتیجه و محصول انتخاب هایی می دانند که در زندگی روزمره صورت می گیرد. آن ها به بحث هدف اشاره نمی کنند امّا با طرح بحث انتخاب و گزینش بحث نظام معناداری را نیز به طور ضمنی مطرح کرده و سبک زندگی را به معنای زندگی پیوند می زنند.

گیدنز نیز به مسأله انتخاب و گزینش در قلمرو سبک زندگی توجه کرده و با بحث از آن با وضوح بیشتری به پیوند معنا و سبک زندگی اشاره می کند. او می گوید با ظهور مدرنیته تنوع غامضی از انتخاب ها و گزینش ها امکان پذیر شده و این امر باعث اهمیت یافتن سبک زندگی گشته است. این انتخاب ها و گزینش ها صرفاً برای رفع نیاز های جاری نیست بلکه روایت خاصی را که وی برای هویت شخصی خود برگزیده نیز آشکار می سازد. همه این انتخاب ها تصمیم گیری هایی هستند که ما نه فقط درباره چگونه عمل کردن بلکه درباره چگونه بودن خویش به مرحله اجرا می گذاریم. عبارت بیان شده از طرف او به روشنی بیانگر پیوند خوردن سبک زندگی به نظام معینی از توجیه معنادار و ملاک ها و معیار های معین است: «هر شیوه زندگی مستلزم مجموعه ای از عادت ها و جهت گیری ها و بنابراین برخوردار از نوعی وحدت است که علاوه بر اهمیت خاص خود از نظر تداوم امنیت وجودی پیوند بین گزینش های فرعی موجود در یک الگوی کم و بیش منتظم را نیز تامین می کند. شخصی که خود را متعهد به شیوه زندگی معینی می داند، انتخاب های دیگر را لزوماً “خارج از موازین و معیارهای خویش” می بیند»

بوردیو نظریه پرداز برجسته سبک زندگی نیز چنین رویکردی را دنبال می کند. یکی از مفاهیم بنیادین اندیشه بوردیو ساختمان ذهنی است که به معنای ساختارهای ذهنی یا شناختی و نظام تمایلات ساختار گرفته و ساختار دهنده ای است که انسان ها از طریق آن ها با جهان اجتماعی برخورد می کنند. ساختمان ذهنی در حقیقت طرح های ملکه ذهنی هستند که انسان ها با آن ها جهان اجتماعی شان را ادراک، فهم، ارزیابی و ارزش گذاری می کنند. در حقیقت از دیدگاه بوردیو انسان ها منطقی برای عمل کردن دارند و اعمال و رفتار خود را بر اساس این منطق، ساختمان ذهنی و طرح های ملکه ذهن انجام می دهند. دیدگاه او در باب ساختمان ذهنی وقتی متوجه بحث سبک زندگی از دیدگاه او باشیم، می تواند مؤید این مطلب باشد که او سبک زندگی را که مبتنی بر اعمال و افراد شخص است را بر اساس ساختمان ذهنی که نوعی منطق عملکرد و مفهومی نزدیک به مفهوم هرم معناست، توضیح می دهد.

پیوست بین معنا و سبک زندگی مورد توجه محققان داخلی نیز هست. سعید مهدوی کنی در اثر خود «دین و سبک زندگی» با بهره گیری از مباحث بوردیو، سلیقه ای بودن سبک زندگی را مورد تاکید قرار داده و آن را نشانه پذیرش «انتخابی» بودن سبک زندگی می گیرد؛ هر چند این که مبنای انتخاب چیست را ضمن توجه به اهمیت بسیار زیاد بحث از آن، از حوصله اثر خود خارج می داند. با این حال او در بحث اهمیت مفهوم سبک زندگی به ارتباط آن با لایه های عمیق تر زندگی که می تواند هرم معناداری باشد، اشاره می کند: «اهمیت مفهوم سبک زندگی در این است که سطحی ترین لایه های زندگی(از آرایش مو و لباس گرفته تا حالت بیانی و ژست صورت و بدن) را به عمیق ترین لایه های آن پیوند می زند»

اباذری و چاوشیان دو گونه مفهوم شناسی و فرمول بندی برای سبک زندگی در طی تاریخ این مفهوم ذکر کرده و در فرمول بندی دوم، که در حال حاضر عمومیت دارد، سبک زندگی را راهی برای تعریف ارزش ها، نگرش ها و رفتارهای(هویت) افراد می داند. این بیان به وضوح نشانگر ابتنای سبک زندگی بر ارزش ها و نگرش های شخص و حکایت گری سبک زندگی از این ارزش ها و نگرش هاست. حال با توجه به اینکه ارزش های شخص با توجه به تحلیلی که در بحث معنای زندگی گفته شد بر اساس نظام هدفمندی و معناداری ساخته می شود، لذا سخن او را می توان به معنای ارتباط سبک زندگی و معنای زندگی و پیوستگی جدی آن ها دانست.

چنانکه ملاحظه شد عقلانیت و معرفت بشری در مقام بحث و تحلیل معنای زندگی و سبک آن به صورت مستقیم و غیرمستقیم به پیوست معنای زندگی و سبک زندگی اشاره داشته و سبک زندگی را مبتنی بر نوعی نظام درونی ارزش ها و اهداف می داند. ترتیب رابطه عمیق معنای زندگی و سبک زندگی و ابتنای سبک زندگی بر معنای زندگی، مورد تایید عقل بشر بوده و توسط آن، در علوم مختلف بحث کننده از معنا و سبک زندگی، بیان شده است. در این زمینه گروه­های فکری بر اساس اهداف خاص خود به الگو دهی سبک زندگی همت گماشته و معنای خاصی از زندگی را القاء می­نمایند؛ از جمله در دوران مدرن­ تفکر مدرنیته در پی این هدف می­باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *