روایت عشق؛ گرامیداشت شهدای انقلاب اسلامی افغانستان
روایت عشق؛ گرامیداشت شهدای انقلاب اسلامی افغانستان
۲۵ مهر ۱۴۰۰
دوره‌های تاریخی بیداری اسلامی-۱/امواج چهارگانه بیداری اسلامی
۲۵ مهر ۱۴۰۰

چیستی بیداری اسلامی

بیداری اسلامی به عنوان تحولی نوپدید از چند سال گذشته تاکنون به شکل قابل ملاحظه‌ای در افکار و اندیشه‌های جوانان از غرب تا شرق عالم بروز و ظهور داشته که خود نشان از تحولی اساسی در جهان پسامدرن است و نیاز هرچه بیشتر بشریت را برای گرویدن به جریان‌ بیداری اسلامی نمایان می‌کند که این موضوع محدود به کشورها و سرزمین‌های اسلامی نیست.

متن زیر برگرفته از کتاب مبانی نظری بیداری اسلامی در قرن اخیر با تکیه بر اندیشه‌های رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه‌ای است که در چندین بخش به بررسی مسئله بیداری اسلامی می‌پردازد.

پدیده‌ی بیداری اسلامی که با عبارت احیای اسلام، احیای تفکر دینی، بنیادگرایی، اصلاح‌طلب، النهضه الاسلامیه، الیقظه الاسلامیه و موارد مشابه از آن یاد شده، به عنوان یکی از مهمترین و اساسی‌ترین مسائل در سطح جهان اسلام، خاورمیانه و بین‌الملل می‌باشد. برخی این جریان اصلاح‌طلبی را «همزاد با خلقت آدمی دانسته که براساس این تلقی، اصل هبوط انسان به زمین برمبنایی اصلاح‌گرایانه در جوهره‌ تکامل انسان استوار است و ارسال رسولان و پیشوایی معصومان همگی بر همین مبنا و محور ترسیم شده است.»

به عقیده‌ صاحبنظران، ریشه‌های حرکت بیداری اسلامی به حدود دو قرن پیش بازمی‌گردد و در این دو قرن، فراز و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته است؛ در ابتدا این حرکت محدود به مناطق خاص جغرافیایی بوده، که در طول چند دهه‌ گذشته، دامنه‌ آن به سراسر دنیای اسلام کشیده شده و از شرق آسیا تا جنوب و غرب آفریقا، حتی اقلیت‌های مسلمان در کشورهای غیر مسلمان نیز گسترش یافته است.

«هرچند بیداری اسلامی امروزه سراسر جهان را، با شدت و ضعف، فرا گرفته، اما خاستگاه اصلی آن در چهار سرزمین مهم اسلامی در قرن گذشته یعنی ایران، جهان عرب (عمدتا مصر و شام)، ترکیه عثمانی و هند تشکیل می‌دهد. تعیین تاریختی دقیق برای آغاز بیداری اسلامی کاری مشکل است؛ اما در هر یک از این چهار سرزمین می‌توان از حادثه یا حوادثی به عنوان مبدا تاریخ بیداری و آشنایی با تمدن غرب یاد کرد. ناکامی دولت عثمانی در فتح وین (۱۰۹۴ ق/۱۶۸۳م) و افتادن ازف به دست روسیه (۱۱۰۸ق/ ۱۶۹۶م) و انعقاد قرارداد کارلوویتس (۱۱۱۱ق/۱۶۹۹م) میان روسیه و عثمانی – که برای نخستین بار عثمانی به عنوان دولتی شکست خورده قراردادی را امضا می‌کرد و سرانجام، از دست دادن شب جزیره‌ مسلمان نشین کریمه (۱۲۷۲ ق/۱۸۵۶م) و شکست ایران در برابر روسیه، از دست رفتن بخشی از آذربایجان و متصرفات ایران در قفقاز و امضای دو معاهده گلستان (۱۲۲۸ق/ ۱۸۱۳م) و ترکمانچای (۱۲۴۳ق/۱۸۲۸م) ؛ و حمله‌ی ناپلئون به مصر (۱۲۱۳ق/۱۷۹۸م) و شام (۱۷۹۹م)؛ و تسلط استعمار انگلستان بر شبه قاره هند و شکست مقاومت مسلحانه مسلمانان هند در برابر انگلستان در نبرد پلاسی (۱۱۷۰ق/۱۷۵۷م) از مهمترین حوادثی است که موجب آشنایی مردم این سرزمین‌ها با تمدن و بیداری آنان شد.»

در حقیقت از همان زمانی که سرزمین‌های اسلامی و شرقی مورد تهاجم نظامی و فرهنگی مغرب زمین قرار گرفت و تبلیغ و ترویج و نهادینه کردن اینگونه باورها – که مصداق بارز استعمار بود – آغاز شد، بزرگانی برخاستند و بانگ بیداری مشرق زمین و مسلمانان را سردادند و در برابر برتری طلبی‌های فرهنگی و تمدنی فرنگیان بر طبل بیداری اسلامی زدند.

از دیدگاه بسیاری از محققین شیعه و سنی، بیداری و بازگشت مجدد به مبانی شریعت، در حقیقت انعکاسی از پایداری و ایستادگی «اسلام» در برابر جهانشمولی و سلطه‌طلبی ایدئولوژی تمدن نوین است. هدف اساسی و بنیادین این ایستادگی را باید طرد سلطه‌طلبی این جهان بینی و اثبات توانایی شریعت اسلامی برای حل چالش‌های حیات اجتماعی مسلمانان توصیف نمود.» در مجموع بیداری اسلامی، هم پدیده‌ای اثباتی و هم واکنشی است. وقتی غرب هجوم خود را به جهان آغاز کرد، این هجوم به نحوی بود که به هویت جهان اسلام ضربه می‌زد، در مقابل مسلمانان به این اندیشه افتادند که از شخصیت، هویت و استقلال فکری خود دفاع کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *